شناسنامه كتاب گوژپشت نتردام  
عنوان اثر : گوژپشت نتردام
موضوع : رمان
نويسنده  : ویکتور هوگو
مترجم     :
فرمت      : PDF: Adobe Portable Document Format
معرف       : ramin1
تاريخ درج   : 11/02/1390
دانلود کنيد
مشاهده     : 1465
توضيحات  : در پاریس قرن پانزدهم، دختر کولی جوان و زیبایی بنام اسمرالدا به همراه بز باهوش خود جالی میرقصید و برنامه اجرا میکرد. کلود فرولو، رییس شماسهای نتردام و راهبی که نفس شکنجه اش میدهد در نهان عاشق اسمرالدا شده‌است، او سعی می‌کند با کمک کازیمودو، ناقوس زن گوژپشت و بدشکل نتردام اسمرالدا را برباید، ولی با دخالت کاپیتان فوبوس دوشاتوپر ناکام میماند و کازیمودو دستگیر میشود. کازیمودو را در میدان اعدام با شلاق مجازات میکنند و تنها اسمرالدا که قلبی مهربان دارد به او کمک می‌کند و جرعه‌ای آب به او میدهد: ((دخترک بدون اینکه سخنی بر زبان راند به محکوم نزدیک شد، گوژپشت میخواست به هر قیمتی شده خود را از وی کنار کشد. ولی دختر قمقمه‌ای را که بر کمربند آویخته بود باز کرد و به آرامی آن را با لب سوزان مرد بینوا آشنا ساخت. در چشم شرربار و خشک گوژپشت اشکی حلقه زد و بر چهره نازیبای او فروغلطید. شاید این نخستین قطره اشکی بود که در سراسر زندگی از دیده فرو میریخت.)) اسمرالدا به شدت عاشق فوبوس شده بود ولی فوبوس که جوانی سبکسر و هوسباز است تنها در پی لحظاتی کوتاه با اوست و تقریبا توانسته اسمرالدای پاکدامن را مغلوب سازد که توسط کلود فرولو مورود اصابت خنجر قرار میگیرد. اسمرالدا به جرم قتل به اعدام محکوم میشود. کلود فرولو در زندان به اسمرالدا ابراز عشق می‌کند ولی اسمرالدا او را از خود میراند و همچنان به یاد فوبوس رنجها را تحمل میکند.در روز اعدام اسمرالدا را برای توبه به در نتردام میبرند، او در آنجا اتفاقی چشمش به فوبوس که از ضربت چاقو جان بدر برده بود میافتد ولی فوبوس از او رو برمیگرداند. اسمرالدا ((تا این دم هر رنج و سختی را تحمل کرده بود. ولی این ضربت آخرین بسیار شکننده بود بود)). در این لحظه کازیمودو، گوژپشت یکچشم و کر، اما بسیار نیرومند متهورانه دخترک را از دست نگهبانان نجات میدهد و او را با خود به برجهای نتردام میبرد و دخترک در آنجا پناهنده می‌شود و بست مینشیند. اسمرالدا که کماکان به عشق فوبوس دل بسته‌است متوجه شدت عشق کازیمودو به خود نمیشود. بعد از مدتی کولیان و خلافکاران شهر با تحریک غیر مستقیم کلود فرولو برای نجات اسمرالدا و البته غارت کلیسا، به نتردام حمله میکنند ولی کازیمودو که متوجه نیت واقعی آنها نشده‌است برای دفاع از اسمرالدا به مقابله با آنها میپردازد. در این زمان کلود فرولو این آشوب و غوغا را غنیمت می‌شمارد و اسمرالدا را می‌رباید. اما رئیس شماسها، که یک بار دیگر نیز دست رد بر سینه‌اش زده می‌شود، از شدت خشم دختر کولی را به دست زن گوشه‌نشین بیچاره و نیمه دیوانه‌ای می‌دهد که کینه وحشی‌منشانه‌ای از کولیها به دل دارد؛ زیرا که در زمان گذشته دخترش را ربوده‌اند، دختری که همسال اسمرالدا می‌توانست باشد. به زودی مشخص می‌شود که اسمرالدا همان دختر گم شده‌است، او اسمرالدا را از مامورینی که توسط کلود فرولو به دنبال محکومه آمده‌اند پنهان می‌کند ولی اسمرالدا که صدای فوبوس را شنیده‌است از مخفیگاه بیرون میاید و باعث لو رفتن خود میشود. تلاشهای غم انگیز مادر برای نجات او بی فایده میماند و اسمرالدا را دار میزنند و همزمان مادر او نیز کشته میشود. در همین زمان کازیمودو که از گم شدن دخترک سردرگم شده‌است متوجه کلود فرولو می‌شود که از بالای برج مشغول تماشای اعدام اسمرالدا است، او متوجه اصل داستان میشود؛ ((گوژپشت گامی چند پشت سر رییس شماسان برداشت و ناگهان خود را با دهشت به روی او افکند و با دو دست زمخت خویش او را به پرتگاهی که بر آن خم شده بود افکند.)) بعد از آن کسی کازیمودو را ندید تا روزی که در میان اجساد اعدام شدگان ((دو اسکلت دیده شد که بطور شگفت آوری در آغوش هم خفته بودند)) وقتی خواستند اسکلت کازیمودو را از اسمرالدا جدا کنند ((خاکستر شد و فرو ریخت.))
پیوستن به گروه همکنون به گروه علاقه مندان به این کتاب بپیوندید
اطلاعات بيشتر درباره اين اثر در وب ...
 
 آثار ديگر  ویکتور هوگو  
گوژپشت نتردام - رمان
 كتاب هاي مرتبط  
گوژپشت نتردام - رمان گوژپشت نتردام - رمان
 ساير کتاب هاي ثبت شده توسط ramin1  
عصر بی خبری]تاریخ امتیازات در ایران[ - تاريخ شوآ - رمان
فراموشخانه و فراماسونری در ایران جلد اول - تاريخ فراموشخانه و فراماسونري در ايران - جلد سوم - تاريخ
فراموشخانه و فراماسونري در ايران - جلد دوم - تاريخ گوژپشت نتردام - رمان
حقوق بگیران انگلیس در ایران - سياست
  کتابخانه مجازي
  کتابخانه شعر
  يک کتاب به قفسه اضافه کنيد!
  چه کتاب هايي خوانده ايد؟
تازه ترين کتاب هاي آپلود شده